Wednesday, August 18, 2010

فرشته ی فروزان















حرارت لطیفی که روح سخت را روانی پاک می داد ، به شعله هایی گستاخ بدل شده

تو می سوزی و چشمانی که می سوزاند ، همچون وحشت نهال نوپایی در حال سوختن ، در انبوه صداهایی متوهم ، به این سو و آن سو گریزان است

ببین چگونه باد ، اینسان ، گیسوانت را به دست خاکستر می سپارد

تو می سوزی آری ، با شعله هایت این هرزه نرگان را به ارضای دیانتشان برسان

می دانم روز موعودم را ، روز رسیدن شعله هایت به عرش ، روز سوختن هرزه های بهشتی

و تو باید می سوختی

زیرا که این قوم هرزه ی خود را انتخاب کرده است

برای زنی که به دست مردم سخیف ایران سوزانده شد